گلدونهـــــ

مینویسم تا اتفاق بیافتد

تو نیز فرآموش کن مرآ ...

روزهآ میروند و شبهآ می آیند،چراغ هآی کوچهـ روشن وخآموش میشود


هر روز راس ساعت گوشی زنگ میخورد،دستهآی من خاموش می کند صدآی دینگ دینگش را...


هوآی زیر پتو گـــرم،هوآی بیرون کمی ســرد،دلت نمی آید بیرون بیآیی ولی بآید روزت رآ شروع کنی!


آماده میشوی و میروی با بدرقه مآدر،میروی ودرتآریکی محض کوچهـ منتظر سرویس می مآنی!


صدای بوق مآشین و تو حیرت زده میروی،چشمهآیت را به زور باز نگه داشته ای،که یک لحظه صدآی


رادیو مآشین خواب را از چشمانت میگیرد،هوآ هنوز تآریکِ تاریک است و تو بیدارِ بیدار...


خیآبآن هآ را رد می کنی ومیرسی به اتوبآن شهیدصیآد شیرآزی و هی نزدیک تر میشوی به مدرسه


اتوبآن صدر هم رد می کنی و رسیدی کمی بعد به مدرسهـ...!


از ساختمآن مدرسه یکی یکی پله هآ رو بالآ میروی و میرسی به کلآس،سلآم بچه هآ...


کیف و کتآبت را آمآده می کنی و می نشینی و 20دقیقه بعد صدآی "اللهم رب النور العظیم...و...


کتاب دعآ-صفحه200-دعآی عهد...از همآن لحظه مجنون میشوی و همراه...


کتاب هآ را جمع می کنی و به دفترمیدهی و مرتب می کنی،نیتت برآی کربلآ رفتن است وبــس...!


سرت را می اندازی پائین به دور از نگآه به هرکسی،میروی بالآ...


هوآی کلآس شلوغ است و دوبآره صدآی"بسم الله الرحمن الرحیم...یس...و...میخوانی ودلت میگیرد


ازاینکه فقط 2و3نفر پیدا میشوند که یآسین را زمزمه می کنند


مگر چه قدر وقت میگیرد برآی خودت یکم ثوآب جمع کنی،به اندازه 10دقیقه وقت ولی کلی ثوآب...!


1217می گوید برآی خدا مخلص بآش...فقط خدآ مقصودت بآش و بــس...!


زنگ هآ میگذرد و زنگ تفریح هآ وزنگ نمآزجمآعت...حس خوب و بی نهآیت عآشقانه...


وساعت به آخر میرسد و به خآنه میروی وخسته و دآغون...ولی مجبوری بخندی باتمآم وجود!


وگرنهـ پدر و مآدر متوجهـ میشوند،داخل اتآق و تنهآ به خودت می اندیشی!


اگر بمیرم کسی بیآدم می مآند؟


اگر بمیرم چهـ کسی نآراحت میشود؟چهـ کسی خوشحآل؟


فرآموش میشوم قطعا!در لحظه لحظه هآیشآن حضور ندارم و نآپیدا میشوم...


همین الآن که زنده ام بعضی از همآن یک نفر آدم خیآلش خوش است و خبر نمیدهد و نمیگیرد!


فهمیدم او که میگفت بیآدت هستم اوهم نیست،دیگر از غریبه توقع کنم چرآ؟


وقتی درشلوغی از وقتت برآش گذآشتی یعنی بیآدش هستی وگرنه درتنهآیی که همه بیآد آدم


هستند،فرآموش میشوم و میروم از دنیآ...به جآی من خیلیآ می آیند و ادآمه میدهند...


#خودِ من یآدت بآشد برآی هرکسی وقت نگذآر،برآی خودت بآش فآطمهـ بآنو...


بیآدت هست کسی که همیشه هوآیت را دارد#خدآ همیشه همرآه هست


پس الکی برآیم نگو بیآدم می مآنی وقتی در زنده بودنم از یآدمیروم ونمی مآنم...!


#گاهی دلت خوش میشود به یک حضور همیشگی آن و او...ولی بگذریم خدآ بیشتر از همه بیادت


بود،دروغ که ندارم به خودم بگویم،خیلی وقت هآ حواسم به نگآهت نبود ولی تو بودی!


رآست میگوند که هرکسی از چشم بیفتاد محلش ندهند#آدم هآیت که همین گونه است رفتآرشآن


ولی ته ته همه ی نآامیدهآیم وجودت آرامش بخش بود وهست و خواهد بود!


#مآلک اصلی قلب من فقط تو هستی خدآی من،به هیچکس نمی دهم دلــــم را...


بآید به کسی بدهم که از همه لآیق تر است،موآظبش بآش...


#فرآموشم می کنی حتی تو که این نوشته را میخوآنی و من روزی قطعا میروم و این نوشته هآ


می مآند یآدگآری برآیت...#تو نیز فرآموش کن مرآ چرآ که دلــــم خوش به تو نیست به خدآست!


#باورت بشود یا نه روزی می رسد که دلت برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد


 برای نگاه کردنم ، خندیدنم و حتـی اذیت کردنم برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی


 روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود


 می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد...


#قرآن یآدمآن نرود حتی10آیه...(:


#یآعلی مدد...



۳ نظر
طاها میرویسی
۱۵ بهمن ۱۵:۳۴
یا علی

پاسخ :

علی یآرتآن...
مهدیه
۱۵ بهمن ۱۶:۲۴
عالی نوشته بودی ...حرف دل منم بود مخصوصا اون قسمت آخرش .‌‌...شاید الان مدرسه رفتن برات سخت باشه ولی بزار بری دانشگاه اون موقعه میبینی که حال و هوای مدرسه خیلی صمیمی تر هستش .‌.‌ما آدما همیشه از تنهایی شکایت میکنیم ..از اینکه وقتی شدیدا حالمون خرابه فقط میشینیم یه گوشه آروم اشک میریزنیم ..از این میترسیم که درد هامون رو به کسی بگیم ولی ازم دور بشه ...شاید مغرور باشیم ولی یه روزی یکی بوده که برامون خیلی ارزش داشته ولی قلبمون رو شکست ...و حالا ما این قلب زخم خورده رو پشت یه غرور پنهون کردیم ..‌.ولی من تنهایی رو دوست دارم . 
مهم نیست که تنهایی درد داره مهم اینکه تکلیفم با خودم و این دنیا روشنه ...

پاسخ :

حرف دل بود که به دل نشست...تشکرآت مهدیه خآنوم...
آره،میدونم شآید یه روزی برآی مدرسه دلم تنگ بشه ولی دوست ندارم تکرآر بشه!
شآید برآی فضآی دوستآنش ولی درکل نوچ!یه موقعه ای مدرسه رو دوست داشتم ولی دیگه...!
منم تنهآیی ترجیح میدم بااینکه با هرکسی باشم،درکل انتخآب من نیز مثل توهست...!
یآعلی...
مهدیه
۱۵ بهمن ۱۸:۲۱
✘وقتی داغونے .......
                ◀هرکے ازراه میرسہ میگہ:حقتہ....❗❗ صدباربھت گفتم این کارونکن....▶
◆سرکوووووووووفت......... ◆دادوبیداد........        
◆تیکه های الکے... ...... 
◆قرص .... 
◆درد... ...
◆تنهایے...
        ✔امامحض رضاے خدایکے نیس بزنہ روشونت وبگہ....
↯ درکت میکنم↯

پاسخ :

روشونت میزنم میگم درکت می کنم چون من وتو حسی رو درک کردیم که مثل همه!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان