گلدونهـ

مینویسم تا اتفاق بیافتد

اولین شب قدر95

مثل تموم شب های قدر که عشق اهل بیت "ع" وهیئت منو میکشونداین دفعه هم همین شکلی بود

باشوق و ذوق شال و ساق و...همه چیز آماده میکردم و قرآن وجوشن کبیر و...

ازاینکه بازم دعوت شدم و لایق مهمونی خدا شدم

کلی میخواستم از خدا تشکر کنم بابت اتفاق های قشنگی که برام افتاد

درسته سخت گذشت ولی وجود خدا وحضور همیشگیش دلمو قرص میکرد به بودن همیشه

عشقِ به مولاعلی"ع"

۰ نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
یارحمان

من اینجا کاملاً خودمم :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان