گلدونهـــــ

مینویسم تا اتفاق بیافتد

کمی از صبرکردنم رو تماشا کن...

خدای من...

کمی پایین بیا...

و روی این نیمکت کنارم بشین...

کمی دستم را بگیر...

کمی شانه هایم را بفشار...

کمی از گریه هایم را تماشاکن...

دست هایت را روی موهایم بکش و لبانم را تاابد بخندان!

بگذار غرق شوم از |عشقِ تو|

بگذار اگر نمیشود،همین فردا و آخراین ماه خبرش برسد و|دق| کنم از نشدن آن اتفاق!

بگذار آنقدر به دیگران خوش بگذرد دنیا ولی من با تمآم وجود شکر می کنم وراضیم به رضایت!

بگذار تمآم خوشی های دنیا برای آدمهآیی که...من ازتمآم دنیایت همین هایی که دارم سپاس!

جدیداً آدم بی توقعی شدم،شاید خوب باشه،شاید هم بد!

#مثل اتفاق|ح.ع|که بعد از4سال رسید به خواسته ش!

شاید سهم من هم صبر کردن است از دنیا!

شاید تمآم صبر زندگی به من بخشیده شده،چرا که نه صبر می کنم ولی توانم تمآم شود چی؟

بازهم توان ذهنی و روحی برایم میخری و باتریش را درونم میگذاری تا دوام بیاورم و...

همچنان ایستاده ام!

#خدا احیاناً منو میخوای اسطوره ی صبر کنی؟یا شاید تجربه کسب کنم!

مسخره ی بی مزه ی بی ادب "ک" خب که چی رتبه خواهرت این شده و هی پُز میدی!

"ن" مسخره ی جلب توجه کن!

دارم مدرسه رو با این آدمهآ تحمل می کنم!#نجاتم بدید!

هیچ وقت اگه برم جلوتر آرزوی مدرسه رو نمیکنم،هیچ وقت!ازبس روی زندگیم تاثیر گذاشت!

امسال متنفر شدم از مدرسه،علاوه پارسال که عاشقش بودم!

ببینید درعرض 1سال چیکار کرد بامن!

ولی ثابت قدم باید بخونم تا ایستاده باشم،مثلاً الکی که نیست حالا که خدا منو قوی فرض کرده

در برابر این همه اتفاق من کم نمیارم!

#شاید یه روزی کم بیارم،اون روز یعنی فاطمه به آخرش رسیده!

+لطفاً قضاوتم نکن،از اتفاق های زندگیم خبر نداری!

+این پُست صرفاً تخیله ی حرفام بود...همین!

#هیچی درمورد این پُست نگید!هیچی!

About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان