گلدونهـــــ

مینویسم تا اتفاق بیافتد

حآل آدم دست کسی است شبیهـ... "او"...

حال آدم که دست خودش نیست

عکسی می بیند
 
ترانه ای می شنود

 خطی می خواند

 اصلا هیچی هم نشده یکهو دلش ریش می شود ...

 حالا بیا وُ درستش کن

 آدمِ دلگیر منطق سرش نمی شود

 برای آن ها که رفته اند آن ها که نیستند ،

 می گرید دلتنگ می شود حتی برای آنها که هنوز نیامده اند ...

 دل که بلرزد

 دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست

 این وقت ها انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده ای

 تا مجال عبور پیدا کنی

 هم صبوری می خواهد

 هم آرامش که هیچکدام نیست !

 آدم تصادف می کند ، با یک اتوبوس خاطره ها

#همه‌ی آنهایی که مرا می‌شناسند،

 می‌دانند چه آدم حسودی هستم ؛

 و همه‌ی آنهایی که تو را می‌شناسند ، #لعنت به همه آنهایی که تو را می‌شناسند ![کلیک]

۱ نظر
6338
۱۶ اسفند ۱۹:۴۱
آدم تصادف میکند با یک اتوبوس خاطره!
عالی:)

پاسخ :

شب عآلی پرتقالی...همین جوری یهویی گفتم یه چیزی گفته باشم...:/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان